انسان به احترام سما و جواد / عارف نادری

وقتی از انسانیت انسانها سخن می گوییم جدای از رفتارها و منش ها ی انسانی، مقصود افراد شجاع و مسئولی هستند که دارای وجدان، خصلت و کرامت انسانی بوده و صاحب مسئولیت فردی، جمعی و جهانی می باشند و از جهانبینی ای جهانشمول برخوردارند. کسانی که جرئت انسان بودن و تقبل رسالت و دفاع از ارزشها و بینش و منش های انسانی را دارند. درک ژرفشان، کمال، تکامل و پویایی بیشتر آنان را ممکن و قدرت شناخت و شناساندن رنج انسان بودن و قبول مسئولیت در قبال همنوع را بدانان می بخشد. رنجی دشوار و زخمی عمیق که سرانجام فرد را به اوج کمال یعنی انسان بودن می رساند و آنان را شایسته نام انسان و لقب ابرانسان می نماید. یکی از خصوصیات و شاخص های اساسی چنین انسانهایی، نه تنها قدرت و شهامت فهمیدن و دفاع از آزادی و حق و کرامت شخصی خود و جامعه و ملت خویش، بلکه احساس مسئولیت، دیده بانی و دفاع از دیگری و تقبل هزینه برای شناسایی حیثیت ذاتی و حقوق یکسان دیگرانی است که از حیث نژاد، رنگ، جنس، زبان، مذهب، ملیت، عقیده سیاسی و…با او متفاوت هستند. دیگریهایی که در نزد او، خود او می باشند و سعادت و خوشبختی اشان در گرو آسایش و امنیت دیگریهایشان می باشد.
در میان ملتهای حاکم بر کردستان، متأسفانه چنین انسانها و مردمانی که حاضر شده باشند برای دیگریهای خودشان که کردها باشند، هزینه پرداخت کرده و نسبت به سرنوشت آنان احساس مسئولیت انسانی نمایند، بسیار نادرند. مسئله ای که سبب شده است، دیوارها، مرزهای دروغین، ذهنیت های غلط پیش ساخته، شکافهای تاریخی و فاصله های فیمابین فرد و ملت کرد با افراد و ملتهای همجوار و همخانه اش همچنان قطور و مستحکم برجای باشد.
پدیده ای که بیش از هر چیزی، انسانیت، ماهیت و خصلتهای انسانی همگی امان را بصورت همزمان زیر سوال می برد، زیرا انسان با برداشت ها، تفکرات و مسئولیتهای انسانی اش، شایسته نام انسان است.
یکی از انسانهای شاخص این عرصه، بزرگ انسان و اندیشمند ترک، پروفسور اسماعیل بیشکچی در ترکیه می باشد که سالهای مدیدی است با دردها و رنجهای ملت کرد همراه شده و در این راه، نگرش و تصویر دیگری را از چگونگی دفاع از آنهایی که می پنداریم دیگریهای ما هستند، ترسیم و ترویج نموده است. سیاقی که می تواند همگی ما را به سر منزل مقصود که انسانیت و همزیستی مسالمت آمیز در جوار یکدیگر، بدور از تنش و ضمن حفظ تنوع و تکثر است، راهنما و یاور باشد.
طی چند سال اخیر، در ایران نیز چنین وجدان و مسئولیتهای انسانی ای در حوزه ی فردی و حوزه ی عمومی در حال شکلگیری است. شاید بتوان مصداق این تلاشها و روند ضروری را در عرصه گروهی، فعالیتهای ” مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران ” و بطور فردی دفاعیات وکلایی همچون: آقای خلیل بهرامیان و …برشمرد. در این میان، به عنوان نمونه ای از کنشگران مقاوم این عرصه می توان به فعالان حقوق بشر آقای “جواد علیزاده” و خانم “سما بهمنی” اشاره کرد. جواد، اهل شمال کشور و سما، اهل بندرعباس، اما آنان هر یک از گوشه ای از ایران به کردستان آمدند تا همراه و حتی پیشگامانه تر از همنوعانشان درد مشترک خویش را که تحقیر حیثیت انسانی انسانها تحت عناوین مختلف و بهانه تراشی های ایدئولوژیک-امنیتی است، فریاد بزنند. جواد علیزاده، دانشجوی اخراجی و فعال حقوق بشر بصورتی ساختارشکنانه و اندیشه ورزانه دفاع از حقوق و آزادیهای نقض شده و تصاحب گشته ی کردها را در پیش گرفت و در این راه حداقل دو بار – کوتاه مدت و بلند مدت – گرفتار آشویتس حاکمان کنونی بر ایران گردید. آنگونه که خاطرات منتشره شده ی زندان ایشان، همچنین گفتارها و موضعگیریهای بیرون از زندان وی در خصوص مسائل کردستان نشان می دهد. اعتقادی راسخ به حق تعیین سرنوشت کردها به عنوان یک ملت و حتی حق استقلال این ملت دارد و حاضر است هزینه این مسئولیت انسانی را نیز بپردازد.
از سوی دیگر، خانم “سما بهمنی”، فعال حقوق بشر از جمله فعالان بسیار کوشا و شجاعی است که اساس فعالیت خویش را احقاق حقوق انسانی مردمان سرزمینش بدون مدنظر قراردادن ملیت و آرمانهای متفاوت آنان قرار داده است. ایشان نیز طی چند سال اخیر با دفاع از قربانیان نقض حقوق بشر در کردستان و بخصوص معلم و فعال حقوق بشر قربانی شده ی توتالیتاریسم و دگماتیسم حاکم، فرزاد کمانگر، حضور در تجمعات اعتراضی نسبت به حقوق بشر در کردستان و سفر به مناطق کردنشین جهت مستندسازی موارد نقض حقوق بشر متحمل رنجها، بی مهری ها و بازداشت، دادگاهی و زندان طاقتفرسا و احکام ناعادلانه شده است. لیکن ایشان نیز همچنان بر آرمان خویش که “انسانیت” فارغ از هرگونه اما و اگری است، مصر و مداوم است.
بنابراین “سما” و “جواد”، انسانهایی هستند که به اوج کمال رسیده اند. کسانی که از تعصب، نفرت، بغض و نگاه تبعیض آمیز رها شده و به مرحله ی عشق ورزی به همنوع خویش صعود کرده اند. آنان با حضور خویش و هم آوائیشان در قلمرو عمومی و تحمل دشواریهای این راه و تقبل رنجهای انسانی، “انسان صنعتگر” و “حیوان زحمتکش” را تفکیک کرده و تولیدگر و صیانت کننده ی کرامت انسانی و بسترساز جامعه و دنیایی عاری از خشونت و نفرت و عصبیت، همچنین الگویی برای افراد و اجتماع هایی مهربان و مسئول در قبال خود، یکدیگر و دیگریهایی هستند که در اساس خودمانیم، یعنی “انسان”.